شبکه اخبار اقتصادی و دارایی ایران
گفتگو نماینده
حضرتی
الیاس حضرتی، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس: اقتصاد ایران برای یک تحول ساختاری آماده می شود
اقتصاد ایران به عنوان ساختاری در حال توسعه مسیری پرفراز و نشیب را در دهه های اخیر پیموده و با چالش های فراوانی روبرو بوده است. بخشی از این چالش ها، مشکلاتِ ناگزیرِ حرکت کجدار و مریز در مسیر توسعه و بخشی دیگر حاصل تصمیم ها و برنامه های غیرکارشناسانه بوده است. ساختار اقتصادی کشور پس از پشت سرگذاشتن دوره ی چند ساله ی رکود و رخوت، نشانه های مثبتی از حرکت رو به سامان را آشکار ساخته است؛ نشانه هایی که به باور بسیاری از کارشناسان نتیجه ی قرار گرفتن در ورودی این ساختار روی پاشنه ی درست است. با این حال هنوز بخش عمده یی از چالش های یاد شده پابرجا است و راه درازی تا رسیدن به وضعیت مطلوب باقی مانده است. دولت یازدهم از زمان شروع به کار تاکنون، بخش مهمی از توان خود را به حل مشکلات اقتصادی کشور معطوف داشته و تلاش کرده با اصلاح برخی از سیاست ها و روندهای پیشین راهی برای خروج از وضعیت رکودِ همراه با تورم و تنگناهای معیشتی بیابد. یکی از کامیابی های دولت یازدهم، توقف روند منفی رشد اقتصادی و نیز تورم افسارگسیخته است؛ شاخص هایی که تغییر در آن ها از اولیه ترین نشانگان سامان یا نابسامانی اقتصادی کشورها به شمار می رود. در این رابطه گفتگویی با الیاس حضرتی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی انجام شده که در ادامه می­خوانید.
 
جناب آقای حضرتی نظر شما نسبت به عملکرد اقتصادی دولت در 4 سال گذشته چیست؟

اگر بخواهیم جواب دقیقی برای این سوال پیدا کنیم باید ببینیم در سال 92 وقتی که دولت یازدهم اقتصاد را تحویل گرفت وضعیت اقتصاد چگونه بود. در آن زمان تمامی پارمترهای اصلی و شاخص­های مورد رجوع صاحبنظران اقتصادی در وضعیت نابسامانی به سر می­برد. یک نگاه کلی به این شاخص­ها و مرور آنها نشان می­دهد که اقتصاد ایران چه میزان از تعادل دور شده بود و در چه وضعیت بغرنجی قرار داشت. شاخص­هایی مانند رشد اقتصادی، نرخ تورم، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، سرمایه گذاری صنعتی، خالص اشتغال، نرخ سود حقیقی و ... همگی حکایت از روزهایی سخت و چشم اندازی مبهم داشت. در واقع بحرانی فراگیر در حوزه اقتصاد ریشه کرده بود که امروز با تلاش بسیار با اینکه هنوز در وضعیت مطلوبی به سر نمی­بریم اما نمی­توان پنهان کرد سایه بحران دیگر بر سر اقتصاد ایران نیست.
 
خب نقد می­شود که این شاخص­ها همه ماجرا را توضیح نمی­دهند و نباید به آنها دل بست...

بله این حرف درست است و منحصر به ایران هم نیست. بسیاری از نهادهای بین المللی با فهم این مشکل درصدد طراحی ابزارهای دیگری برای سنجش اقتصاد هستند اما از اهمیت شاخص­های فعلی چیزی کم نمی­شود. در هر صورت شاخص­ها وقتی در کنار هم قرار می­گیرند، بسیاری از ابعاد را به خوبی توضیح می­دهند. از طرف دیگر باید بدانیم وقتی کار به مقایسه دولت­ها می­کشد اگر بگوئیم زوایای پنهانی در مورد عملکرد دولت مستقر وجود دارد همین زوایا در مورد دولت­های قبلی نیز باید واکاوی شود. و البته باید بپذیرم که اقتصاد یک مکانیسم و ساختار به هم تنیده دارد و نمی­توان ادعا کرد شاخص­ها وضعیت خوبی پیدا کرده­اند ولی هنوز حال اقتصاد خراب است. این شاخص­ها سیگنال­هایی برای ارزیابی و مقایسه مخابره می­کنند که باید به دقت مورد توجه قرار گیرند.
 
نقد دیگری که وجود دارد به نفتی بودن رشد اقتصادی برمی­گردد. نهایتا باید رشد اقتصادی قابل توجه در سال 95 را مهم دانست یا خیر؟

شک نکنید که مهم است. در هر صورت چندین دهه است که اقتصاد ایران به نفت وابسته است و یک شبه نیز نمی­توان از نفت رها شد. از میانه دهه 50 و از وقتی که نفت به یک کالای ارزنده و یک منبع تولید ثروت تبدیل شده به بودجه دولت راه پیدا کرد و نهایتا رشدهای نفتی نیز از راه رسید. پس بدون نفت نمی­توان رشد کرد. دولت­هایی وجود داشتند که با قیمت­های سرسام آور نفت، به صورت میانگین کمتر از 3 درصد رشد اقتصادی کردند و قاعدتا رشد اقتصادی فعلی قابل توجه است. اما اگر منظور منتقدین این است که این رشد تکرار نمی­شود حرف درستی است. پس باید نوع استفاده از نفت را تا حد ممکن متفاوت کرد. به این معنی که به جای اینکه بخش نفت به تنهایی یک رشد زیاد داشته باشد، منابع مالی بدست آمده از این بخش را بدون آنکه تمام و کمال وارد بودجه کنیم در اختیار دیگر بخش­های اقتصادی قرار دهیم. در واقع نقش صندوق توسعه ملی را به رسمیت بشناسیم و استراتژی­های تدوین شده برای این صندوق را عملیاتی کنیم. به هر جهت آمارهای منتشر شده از رشد اقتصادی، نرخ تورم و یا اشتغال نشان می­دهد که اقتصاد ایران تا حدود زیادی توانسته توان خود را بازیابی کرده و حالا آماده یک تحول ساختاری است. ساده انگاری است اگر بخواهیم کسی که فشارخون بالا و تب زیادی دارد برای جراحی یک تومور پیشرفته سرطانی به اتاق عمل برود. اما حالا که علائم حیاتی به دامنه قابل قبولی برگشته وقت این است در دولت آینده جراحی انجام شود. به همین خاطر فکر می­کنم باید برای اصلاحات عمیق و شجاعانه آماده شد چرا که اقتصاد ایران برای یک تحول ساختاری تقریبا آماده شده است.
 
خب شما در مورد رشد اقتصادی و اشتغال چشمگیر صحبت کردید اما یکی دیگر از انتقادات، متوجه خروج غیرملموس از رکود است. به نظر شما آیا واقعا از رکود خارج شدیم؟

اینکه از رکود خارج شدیم یا نه بر اساس مشاهدات من یا فرد دیگری نیست. رکود یک مفهوم اقتصادی است و باید با آن هم از منظر علمی برخورد کرد. وقتی که بانک مرکزی و مرکز آمار گزارش می­دهند که رشد اقتصادی در سال 93، 94 و 95 به غیر از برخی فصل­های سال 94 مثبت بوده به این معنی است که از رکود خارج شدیم. در عین حال حواسمان باشد که کسادی بازار به معنی خروج یا باقی ماندن در رکود نیست. اما می­توان گفت که خروج از رکود ملموس نبوده آنهم به این خاطر که رشد اقتصادی نتوانسته ما را به بالاترین سطح درآمد قبلی برساند. یادمان نرود که ما در 8 ساله 84 تا 92 شرایط سختی را سپری کردیم و همانطور که قبلا گفتم تمامی تعادل­های بخشی و کلان به هم ریخت. به همین علت باید با صبر و تدبیر پیش رفت و بدون اینکه شوک یا ریسک جدیدی به اقتصاد تحمیل کرد آن را به ریل اصلی برگردانیم. موضوع دیگری که باید در مورد آن حساسیت داشت نوع نگاه عامه مردم به رشد اقتصادی است. در هر صورت تورم­های بالا به شدت قدرت خرید مردم را تحت تاثیر قرار داده و کاهش نرخ تورم هم نمی­تواند به خودی خود به افزایش قدرت خرید منجر شود تنها از سرعت کاهش آن می­کاهد. پس برای اینکه مردم درآمدشان تحت تاثیر قرار بگیرد باید سطح آب رفته درآمد ناخالص ملی به سطح گذشته خود برگردد و از آن هم پیشی بگیرد. اینکه چرا سطح درآمد قبلی از منظر عمومی مهم است در علوم اقتصاد رفتاری توجیهات مختلفی دارد. مثلا ما در مصرف قائل هستیم که اثر چرخ دنده­ای وجود دارد یعنی مصرف می­تواند براحتی زیاد شود اما به آسانی کاهش پیدا نمی­کند. حالا فرض کنیم مردم با درآمد سال 90 یک مقدار مشخص مصرف کرده­اند و در چند سال با کوچک شدن کیک اقتصاد و کم شدن درآمدشان مواجه شدند. یعنی درآمد کم شد اما مصرف که براحتی خود را تطبیق نمی­دهد و این باعث بروز کمبود مالی، مشکل معیشتی و نهایتا نارضایتی از وضعیت اقتصاد شد. بنابراین جبران درآمد از بین رفته که نتیجه مشخص و ملموس سومدیریت و البته تحریم­های سختگیرانه بود باید صورت بگیرد تا مردم واضح­تر اثر رشد اقتصادی را درک کنند. و هنوز تا آن مرحله یک مدت کوتاه فاصله داریم.

در مورد اشتغال هم اگر بخواهم توضیح کوتاهی بدهم باید اشاره کنم که آمار اشتغال اعلام شده قابل توجه است و در عین حال یک هراس عمیق نیز در پی دارد. اولا اینکه اشتغال چشمگیر فعلی، بخاطر وجود ظرفیت­های خالی ممکن شده است که احتمال دارد به آسانی نتوان همین مسیر را ادامه داد و دوما؛ حتی اگر این مسیر ادامه پیدا کند جوابگوی متقاضیان فعال و غیرفعال نیروی انسانی کشور نیست. متقاضیان غیرفعال منظورم کسانی است که تعداد آنها در نرخ مشارکت اقتصادی وجود ندارد ولی باید دقت کرد اگر فضا مساعد باشد آنها نیز وارد بازار کار خواهند شد. در مورد اشتغال شرایط پیچیده­­ای داریم و باید دقت کرد با حساسیت بالایی با آن برخورد کرد چرا که پتانسیل­های اقتصاد ایران محدود است و قادر به ایجاد شغل­های میلیونی به هیچ وجه نیست. تنها کار ممکن، ادامه مسیر فعلی در شغل آفرینی و پیدا کردن راهی برای مدیریت خیل عظیم بیکاران است. باید راهی پیدا کنیم که بدون تراشیدن هزینه جدید از سرخوردگی سرمایه انسانی کشور جلوگیری کرد.
 
امتیاز دهی
 
 

آرشیو
نسخه قابل چاپ
کلیه حقوق این پورتال متعلق به شبکه اخبار اقتصادی و دارایی ایران می باشد.